شیدا
شیدای من با درد می نویسم
شاپرکم از کجا شروع کنم؟
کاش اون تیر لعنتی به جای پام به قلبم میخورد و الان پیش تو بودم
تو این روزای سیاه ایران مون که خیابونا هنوز بوی خون جوانامونو میده
کاش نبودم کاش کاش.
کاش از این قفس پر می کشیدم.
آخ خدایا خدای من درد امونمو بریده
تولدت مبارک شاپرک طلایی من
شیدای من خانمی نو گل پر پرم تولدت مبارک
آخ نشد تو یکی از این روزای تولدت جونمو برات هدیه کنم
عزیزم کاش میشد برات بمیرم کاش من پیش مرگت میشدم
نفسی دلم گرفته دلتنگتم چرا نیستی تا برات تولدت بگیرم
درسته روز تولدته ولی من ازت یه خواهش دارم منو با خودت ببر
خسته شدم شیدا خسته شدم از نبودنت منو با خودت ببر
خورشید عشقمون چه زود خاموش شد
آخ خدایا دارم میترکم بغض امونمو بریده
خدایا اشگامو ببین اشگ و بغضو ببین
با رفتنت شکستن قلب منو همه شنیدن
سهم تو از این عشق آسمون و سهم من زمین شد
باورم نمیشه که رفتی
هیشکدوم از خاطره ها از خاطرم نرفته
شیدا بدون تو هیچم پوچم
پراز دردم پر از پوچی و هیچ
دنیای بعد از تو رو نمیخوام
زخم نبودنت همیشه با منه
ای خدا دلم گرفته داغونم داغونم
پناه اول و آخرم نگاهم کن.
در این گرداب تنهایی دوای دردم باش
خدا دید وقتی پر کشیدی منم مردم.
روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم
میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم
از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم
من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون
چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون
به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم
هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم
تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم
کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش
بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک
بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک
عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک
فقط می خوان بهت بگن :. . . .
تولدت مبارک.❤️
سالهاست که از این کوچه صدای پای رهگذری نمی آید. گویی کوچه دلم متروکه گشته است. ای کاش بیایی، ای تنها رهگذر این کوچه سوت و کور و تاریک.
ای کاش بیایی و سکوت ناخواسته دلم را بشکنی که صدای قدمهایت زیباترین صدایی بود که تا به حال شنیده ام.
ثانیه ای با تو بودن را با دنیایی عوض نخواهم کرد.تو که طنین صدایت همانند نجوای آرام نسیم با گلهای بهاریست و برق نگاهت چون پرتو خورشید تابان.
چقدر سخت است به یاد آوردن دیگرانی که دیگر نیستند و تکرار خاطره هایشان همانند رفتن و نرسیدن دو خط موازیست.
دلم گرفته از تمام دیوارهایی که فرو ریختند تا من زیر آوار دلخوشی ها بریده بریده برای آرزوهایم فاتحه بخوانم.
دلم برای کسی تنگ است، کسی که دیگر بین ما نیست. عشق من کاش من به جای تو به آسمان پر میکشیدم تو چرا .

رفت و تنها شدم تو شبا با خودم
دلهره دارم و از خودم بیخودم
اونکه دیر اومد و زود به قلبم نشست
رفت و با رفتنش قلب من رو شکست
خدایا قرارمون این نبود قرار نبود همه دنیامو با خودت ببری
قرار نبود شاپرک طلایی منو با خودت ببری
چهار مین پاییزه که ندارمت
پاییزو دوست داشتم ولی تو رو با خودش برد
پاییز تلخ 93
چهار ساله که دلتنگ دیدارتم
حال این روزام خوب نیست برا دیدنت لحظه شماری میکنم
نمیتونم حس کنم که ندارمت
شیدا شیدا باورم نمیشه چهارسال از نبودنت میگذره هنوزم باور ندارم که ندارمت.
روزای بدون تو سخت میگذره درسته چهار سال گذشت درسته میگن خاک ادمو سرد میکنه ولی برای من نه برای منی که همه وجودم تو شده بود نه باور نمیکنم رفتی
با رفتنت جوون مرگ شدم
عشقم بدون هر لحظه هوای رفتن دارم بی معرفت کاش من جای تو رفته بودم اخه اینجوری سختره من طاقت دوری دستاتو ندارم
نشد بدون تو نمیتونم دیوونه رفتی و محمدت.
اخ اشگام امونمو بریده خیلی دلتنگتم
کاش میشد یه بار دیگه ببیتنمت دلم لک زده بره خنده هات
دلم لک زده بره محمد گفتنات "محمدم محمد جان" منم صدات کنم بگم جانم دردت به جونم جان محمد نفس محمد جونم نفسم شاپرک طلاییم
کاش میشد سرمو دوباره روی شونه هات بذارم
چشمامو ببندم و همه وجودم چر بشه از حس آرامش
دلم بیقراره شیدا خودمو بعدتو فراموش کردم خود خود جنونم
از خودم بخاطر نبودنت انتقام میگیرم
همیشه این سئوال با منه که چرا بین این همه ادم چرا شیدای من اخ خدا چرا شیدای من؟
بیقرارم حالم خرابه نمیتونم اروم بشم
اتیشم میزنه نبودت هوای دلم ابریه
چهار ساله خونه نشین شدم نبودنت منو داغون کرد
تلخم خیلی تلخ اخ شیدا شدا
کاشکی یه بار دیگه به خوابم میومدی یه بار با اون صدای معصومت صدام میکردی
کاش منم با خودت میبردی کاش منم بیام پیشت مرگ برام شیرینه
کاش هنوزم کنار هم بودیم کاش هنوزم داشتمت
لعنت به این سرنوشت تلخ.
فکر فکر رویا رویای توهمیشه با من
عشقم اخه من بعد تو چیکار کنم
میدونی چند وقته ندیدمت
مگه میشه همه وجودمو فراموش کنم؟؟؟
تاکی بغض کنم و تو خودم بریزم
آخ چقد دلم برات تنگه
کی به جز تو ارومم کنه؟؟؟
آخ چقدر میخوامت ولی ندارمت
دلم میخواست بودی و یه دل سیر تو بغلت گریه میکردم
جای خالیت خیلی بزرگه چرا از تو فقط حسرت نبودنت شده سهم من خودتو میخوام نه حسرتت تو نه نبودنت.
شیدا باور نمیکنم دلم باور نمیکنه رفتی برای همیشه
باور نمیکنم تنهام گذاشتی تو که میدونستی بری میمیرم تو که میدونستی
روزای بعد از تو لحظه به لحظشو درد میکشم زندگی نمیکنم
داغونم دلگیرم میسوزم از نبودنت
هنوز زخم نبودنت التیام پیدا نکرده هنوز داغ نبودنت سرد نشده
هنوز هق هق شبونه دارم قلبم درد داره این قلب بیمار.
خدا قلبم درد داره اونی که بردیش همه دنیامِ
دلم از حسرت پره
زندگی بعد تو رو نمیتونم تحمل کنم
بعد تو یه مرده متحرکم که با زمین و زمان جنگ داره
تا کی باید برای خوشحالی اطرافیانم بگم که خوبم نه خوب نیستم
از هوای بی تو بیذارم بغض سنگین گلومو گرفته هوای بدون تو نفسگیره
دنیای نامرد تو رو ازم گرفت دلم گرفته دلم بی طاقته
بدون تو داغون شدم
دنیام جهنمه دنیای بدون تو.
همدم این روزام عکسای یادگاری رو دیواره
ببار بارون کاش بارون بیاد من از نسل بارونم
اینو چشمای پر از اشگم بهت ثابت میکنه
چی امد سر من انگار تمومی نداره درد منِ بی تو
فراموش کردم قراره بمیرم که بعد از تو جز مرگ چیزی نمونده
تموم دنیام سیاه
بعده تو چه روزایی چهار سال دردامو تو خودم خفه کردم دلخونم عزیز دیروز و امروزم کجا پریدی شاپرک طلاییم
دلم گرفته از جدایی
توی این ثانیه های بیرمق
چرا تو مثل قصه ها دست نیافتنی شدی؟
این روزا ابری و خاکستریه
یه گوشه از اتاق روز آخر که یادم میاد دییونه میشم
شیدا ته آرزوی من از پنجره دیدنته.
شاید جسممون از هم جدا شده ولی روحمون نه
همیشه کنارم حست میکنم با اینکه ازم پنهونی.
دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم همه وجودم
رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات
میخوام یه بار ببینمت سر بذارم رو شونه هات
دوست داشتم با گلای سرخ میومدم به دیدنت
نه اینکه با رختِ سیاه چشمای سرخ ببینمت
گلُ پرپر می کنم سر مزارت تا ابد بارونیه چشمای یارت
رفتی افسوس گل من چون در دل خاک
از تو یادگاریه چشمای نمناک
پائیز غریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود
گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من بود
گلمُ ازم گرفتی تک و تنهام زیر بارون
حالا که نیستی کنارم می زارم سر به بیابون
هنوزم بارون می باره تو میای انگار کنارم
خودتم بهتر می دونی مثل بارونم می بارم
پائیزغریب و بی رحم اون همه برگ مگه کم بود
گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من بود.
دو دستم ساقه سبز دعایت
گـل اشـکم نثـار خاک پایـت
دلم در شاخه یاد تو پیچیـد
چو نیلوفر شکفتـم در هوایت
به یادت داغ بـر دل مـی نشانـم
زدیده خون به دامن می فشانم
چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی
نیستان را به آتش می کشانم
به یادت ای چـراغ روشـن مـن
ز داغ دل بسوزد دامـن مـن
ز بس در دل گل یادت شکوفاست
گرفتـه بـوی گـل پیــراهن مـن
همه شب خواب بینم خواب دیدار
دلـی دارم دلـی بـی تـاب دیدار
و خورشیدی و من شبنم چه سازم
نه تـاب دوری و نه تاب دیــدار
سـری داریـم و سـودای غـم تـو
پـری داریـم و پــروای غم تـو
غمت از هر چه شادی دلگشاتـر
دلـی داریـم و دریــای غم تـو
درباره این سایت